تبليغاتX
سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی
هنوز...تا آزادی پلی تکنیکی ها
و شیران بیشه پلی تکنیک دوباره باز خواهند گشت...
 خبرفوری: دادگاه دانشجویان امیرکبیر را تبرئه کرد، نشریات جعلی بودند
طبق حکم صادره توسط دادگاه عمومی برای ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی از اتهام انتشار نشریات موهن به طور کامل تبرئه شدند و دادگاه جعلی بودن نشریات را پذیرفت

طبق حکمی که امروز به محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع این دانشجویان، ابلاغ شد دادگاه با جعلی دانستن نشریات موهن، دانشجویان در بند را از اتهام انتشار این نشریات تبرئه کرد. دادگاه عمومی تنها به خاطر نشر اکاذیب حکم ۴ ماه حبس تعزیری برای این سه دانشجو صادر کرده است.

 

پیش از این دادگاه انقلاب برای این سه دانشجو احکام حبس طویل المدت صادر کرده بود. دانشجویان پیش از این بارها انتساب اتهام توهین به مقدسات را به خود تکذیب کرده و اعلام کرده بودند نشریات جعلی است. مراجع تقلید نیز طی فتواهایی تکذیب دانشجویان را مسموع دانسته و اصرار انتساب اتهام به ایشان را گناه قلمداد کرده بودند.

 

دادگاه عمومی با صدور ۸ میلیون تومان وثیقه برای هر یک از این دانشجویان مقدمه آزادی آن ها را فراهم نموده است. خانواده این سه دانشجو در حال تهیه وثیقه برای آزاد کردن فرزندان خود پس از گذشت ۹ ماه حبس هستند.

 

در مدت بازداشت دانشجویان تحت فشار مجبور شده بودند علیه خود اعتراف کنند و انتشار این نشریات را بر عهده بگیرند.

 

|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه 28 آذر1386  |
 آفتابی نیست

آفتابی نیست

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگست امروز؟
آفتابي است هوا؟
يا گرفته است هنوز؟

من درين گوشه كه از دنيا بيرون است،
آسماني به سرم نيست،
از بهاران خبرم نيست،
آنچه ميبينم ديوار است.
آه، اين سخت سياه
آن چنان نزديك است
كه چو بر ميكش از سينه نفس
نفسم را بر ميگرداند.
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي‌ماند.
كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني است.
نفسم ميگيرد
كه هوا هم اينجا زنداني است.

هرچه با من اينجاست
رنگ رخ باخته است.
آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است.

اندر اين گوشه خاموش فراموش شده،
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده،
ياد رنگيني در خاطر من
گريه مي‌انگيزد:
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد.

ارغوان
اين چه رازي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ مي‌افزايد

ارغوان
پنجه خونين زمين
دامن صبح بگير
وز سواران خرامنده خورشيد بپرس
كي برين دره غم مي‌گذرند؟

ارغوان
خوشه خون
بامدادان كه كبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغه مي‌آغازند،
جام گلرنگ مرا
بر سر دست بگير،
به تماشاگه پرواز ببر.
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند.

ارغوان
بيرق گلگون بهار
تو بر افراشته باش
شعر خونبار مني
ياد رنگين رفيقانم را
بر زبان داشته باش.

تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان،
شاخه همخون جدا مانده من.
امير هوشنگ ابتهاج (ه ا سايه فروردين 1363

|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 27 آذر1386  |
 
نامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به احمدی نژاد در

آستانه اولین سالگرد دیدار وی از این دانشگاه

|+| نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه 22 آذر1386  |
 18 آذر 86

شکوه و اقتدار دانشجویان

امروز ثابت کردیم که بیداریم

امروز ثابت کردیم که ایستاده ایم

عکسهای بیشتر و گزارش کامل در اینجا

|+| نوشته شده توسط شورای سردبیری در یکشنبه 18 آذر1386  |
 
|+| نوشته شده توسط شورای سردبیری در شنبه 17 آذر1386  |
 دانشگاه، آخرین سنگر آزادی؛ برنامه بزرگداشت روز دانشجو یکشنبه ۱۸ آذرماه

دفتر تحکیم وحدت به مناسب روز دانشجو، تجمع و تریبون آزادی با عنوان «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی»   در روز یکشنبه ۱۸ آذرماه در دانشگاه تهران برگزار خواهد کرد

محورهای پنج گانه این تجمع تلاش برای صلح و مخالفت با جنگ افروزان داخلی و خارجی، دفاع از آزادیهای آکادمیک و اعتراض به گسترش فضای سرکوب و اختناق، حمایت از دانشجویان دربند و درخواست آزادی زندانیان سیاسی، اعتراض به سیاست های نا کارآمد دولت نهم و گسترش فقر و فساد و تبعیض، اعلام همبستگی جنبش دانشجویی با جنبش زنان، کارگران، معلمان و اقوام خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط شورای سردبیری در یکشنبه 11 آذر1386  |
 متن شکایت نامه مجید توکلی در خصوص ضرب و شتم وی در زندان اوین
به نام خدا
دادستان عمومی و انقلاب تهران، سلام عليکم

در حدود ساعت 15:30 دقيقه روز چهارشنبه 30/8/86 در محل افسر نگهبانی اندرزگاه 8 زندان اوين ، آقای رضا ضيائی معاون اندرزگاه ، به اتفاق تعدادی از کارکنان ، در حضور رئيس اندرزگاه 8 ( آقای بزرگ نيا ) به اينجانب مجيد توکلی يورش آورده و مرا شديدا مورد ضرب و شتم و انواع هتاکی ها قرار داده است .

با اين توضيح که با اعلام انتقال آقای احمد قصابان به اندرزگاه 7 ، ايشان که جهت جمع آوری وسايل و لوازم شخصی خود و خداحافظی با همبنديان به داخل اندرزگاه مراجعه نموده بود توسط انتظامات افسر نگهبانی به نام عباسی که به سراغ ايشان آمده بود ، مورد توهين و هتاکی واقع و ايشان را کشان کشان و با وضعيت فجيع به افسر نگهبانی برده و مانع جمع آوری وسايل وی (پتو، لباس ، ليوان و غيره ) گرديدند ، که توهين و رفتار زشت شخص مزدور ، مورد اعتراض آقای قصابان و اينجانب و تعدادی ديگر از همبنديان قرار گرفت که ناگهان رضا ضيائی معاون اندرزگاه 8 بدون هيچگونه مقدمه ای ، به آقای احمد قصابان حمله ور شد و با ايجاد ضربات مشت و لگد و سيلی به سر و صورت و سينه و ساير قسمت های بدن ايشان وی را از اتاق افسرنگهبانی تا قسمت خروجی اندرزگاه 8 کشانيد.

اينجانب نيز که در اين زمان در پشت پله های ورودی افسر نگهبانی حضور داشتم ، از اين اقدامات قانون شکنانه و حرکات غير انسانی ضيائی معترض و با رفتن به سمت ضيائی ، دست وی را گرفتم تا ضربات بيشتری را به آقای قصابان وارد نگردد ولی ايشان به طرف من چرخيد و حملا خود را متوجه اينجانب نمود و در حالی که با رکيک ترين الفاظ ، من و آقای قصابان را مورد توهين قرار می داد ، شروع به ضرب و شتم اينجانب نمود که من به رئيس اندرزگاه معترض شدم که : " اين چه وضعی است ؟ " ، " چرا زندانی را ميزنيد ؟ " ، " شما حق نداريد کسی را بزنيد ! " که ضيائی - که ديگران مرا از دست وی نجات داده بودند مجددا به سمت من يورش آورد و آقای حميد منزهيان ( سر وکيل بند ) نيز مرا به سمت جلو و پله پائين تر افسر نگهبانی هل داد و فردی که ملبس به لباس های خواص افسر نگهبانی بود ، مرا نگه داشت و با تندی و فحاشی و با چند ضربه هل دادن گفت که مرا به بند خودم ببرند ، ولی منزهيان باز مرا به سمت ضيائی هل داد و خود نيز چند ضربه به پهلو و پشت من زد از آن به بعد ، ضيائی با شدت بيشتر و هر چه تمام تر ، مجددا ضرب و شتم را آغاز و تا بيرون اندرزگاه ، چندين ضربه به صورت ( سيلی ) و پای من وارد ساخت . جلوی درب چند تن از زندانيان شاغل در افسر نگهبانی به اسامی : شاهرخ تبعيدی و ديگران ، بويژه مهدی معروفی ، به ضيائی کمک نمودند مرا زير زمين و جلوی درب اندرزگاه 8 پرت کنند و در همان حال با کشيدن بر روی زمين خيس و همزمان زدن لگد و ضربات مشت مشغول شدند و ضيائی در حالی که با زشت ترين الفاظ ( که هريک مستجب حد قذف است ) مرا خطاب می کرد ، با ضربات مشت و لگد ، مرا به سمت درب چپ اندرزگاه برده و از آنجا به پائين پرت کرد.

در اين خلال من چندين بار زمين خورده و دمپايی هايم نيز از پايم خارج و گم شده بود با اين حال با اين شرايط در قسمت زير پله های بيرون درب اندرزگاه قرار گرفتم و در چند لحظه ضيائی به آنجا آمد و چون ديد وی را تهديد به شکايت و کشانيدن موضوع به مرجع قضايی و ميان آمدن پای مسئول قضايی پرونده می نمايانم و اينکه بايد پاسخگوی اين اعمال باشد ، مجددا مرا مورد ضرب و شتم و سيلی قرار داد که صدای سيلی های وی در محوطه هوا خوری اندرزگاه به گوش زندانيان نيز رسيده بود و سرم را به ديوار کوبيد و مرا به زمين انداخت و مجددا روی زمين کشيده و با دست و پا انواع ضربات را به من وارد آورد و دستگاه قضايی را به تمسخر گرفت و خود را مرجع همه امور دانست و فقط زمانی که باران به شدت می باريد مرا با لباس خيس و بدون دمپايی رها کرد . البته بعد از گذشت بی از يک ساعت به اتفاق آقای بزرگ نيا که در طول درگيری حضور داشت دستوراتی را به حاضرين ميداد و مرا نيز هل داده بود مرا به داخل افسر نگهبانی و اتاق رئيس اندرزگاه برده و با صحبت های طولانی و با سوئ تفاهم خواندن اين اعمال ، خواستار مسکوت ماندن و حل شدن مسئله در همان اتاق شدند که اين جانب نيز موضوع را به زندانيان منتقل ننمودم .
اينک ضمن تقديم اين شکوائيه و با عنايت به مراتب مذکور و با ايجاد مشروح و رفتار خلاف قوانين و مقررات بويژه آئين نامه سازمان زندان ها توسط معاون اندرزگاه ، تقاضای رسيدگی عاجل و شايسته و قانونی را دارم . بديهی است مشروح موارد و اقدامات آنان و شهود تعرفه اينجانب در مرجع محترم قضايی مربوطه ارائه خواهد شد .

اينجانب پس از درگيری دچار آسيب های متعددی گرديدم که به شرح ذيل به طور خلاصه عبارتند از :

-پاره گی کنار چپ زبان به دليل ضربات وارده به فک و صورت .
-درد شديد از ناحيه صورت و گونه ها و تورم انتهای مخصوص اين قسمت ها به دليل تعدد ضربات سيلی و مشت وارده به صورت .
-درد شديد فک و عدم توانايی حرکت آن به مدت 24 ساعت که مانع از جويدن خوردن غذا نيز بوده و در فک تحتانی کماکان ادامه دارد.
-زخم های متعدد از جمله بريدگی و خراش در زير گلو و پشت دست .
-ايجاد صرفه های خواست که در 24 ساعت اول با خون همراه بود که به دليل ضربات زانو به سينه ام ايجاد گرديده است .
-درد شديد در ناحيه شکم و مثانه و با موارد بالاتر از آن به دليل ضربات لگد به اين قسمت ها .
-کوفتگی شديد عضلات دست و پا و کمر به دليل پرت شدن روی ميز و پله ها و ضرباتی که توسط عوامل مذکور وارد گرديده است.
-درد شديد در ناحيه سر به دليل کوبيدن سر به ديوار .
-ضرب شديد عضلات گردن ، بويژه در پشت آن به دليل ضربات شديد .
-درد مضمن استخوانی به دليل حضور طولانی مدت ( حدود 2 ساعت ) در زير باران و محيط آب گرفته ، بدون دمپايی و با لباس های خيس
-پرخاش های مکرر و بيان الفاظ رکيک که هر يک مستوجب حد قذف است و قلم از نوشتن و زبان از بيان آنها عاجز است .
-توهين های مکرر و تحقير مداوم مغاير و منافی شئونات انسانی و دانشجويی اينجانب .
-طرح مسائل مرتبط با پرونده من در خلال ضرب و شتم که حاکی از قصد و نيت قبلی وی می باشد .
مانند : " فکر کردی اينجا دانشگاه است ؟ " ، " فکر کردی اينجا تريبون ؟! " ، " فکر کردی می توانی امنيت ملی را به خطر بياندازی ... ولی امنيت من را نمی توانی به خطر بياندازی ! " ، " امنيتت را به خطر ميندازم " ، " آقای انواری دوست ماست و به ما سفارش کرده بود که با شما برخورد کنيم ولی ما نکرديم " ...
در پايان اميدوارم مسئولين ذی صلاح با برخورد مناسب با آقای ضيائی و ساير عوامل در اين حرکت زشت و غير انسانی که موجب خدشه دار شدن دستگاه قضايی گشته و خواهد شد اقدام و بدين ترتيب ، شرايط عدم تکرار اينگونه افعال غير قانونی و غير انسانی را فراهم آورند .

مسائل متعدد رخ داده در طول حضور اينجانب در زندان چنان پر فراز و نشيب بوده است که خواهان توجه خاص جهت حفظ جان اينجانب می باشم چرا که ابتدايی ترين وظيفه زندان حفظ جان و سلامت زندانی است .

با تشکر از زحمات تمام عدالت پيشگان ، توفيق خدمت صادقانه را برای جناب عالی و ساير همکارانتان در مسير ايجاد عدالت قضايی و جلوگيری از اقدامات قانون شکنانه و ظلم و اجهاف ضابطان قضايی خواستارم .

مجيد توکلي
2 آذر 1386




رونوشت:
1-آيت الله سيد علی خامنه ای ، رهبر جمهوری اسلامی ( جهت اطلاع )
2-آيت الله هاشمی شاهرودی ، رئيس قوه قضائيه ( جهت اطلاع و رسيدگی )
3-آقای دکتر حداد عادل ، رئيس مجلس ( جهت اطلاع )
4-آقای هاشمی رفسنجانی ، رئيس تشخيص مصلحت نظام ( جهت اطلاع )
5-رئيس کميسيون قضايی ( جهت اطلاع )
6-رئيس کميسيون اصل 90 ( جهت اطلاع )
7-رئيس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
8-کميته حقوق بشر اتحاديه اروپا
9-سازمان عفو بين الملل
10-سازمان ديدبان حقوق بشر
11-کميته حقوق بشر انجمن اسلامی پلی تکنيک
12-آقای آقايی رئيس کل دادگستری استان تهران
13-کميسيون حقوق بشر اسلامی قوه قضائيه
14-انجمن حمايت از حقوق زندانيان
15-کانون مدافعين حقوق بشر
|+| نوشته شده توسط محسن در یکشنبه 4 آذر1386  |
 بیانیه انجمن اسلامی پلی تکنیک در اعتراض به ضرب و شتم شدید ۳ دانشجوی دربند امیرکبیر
روابط عمومی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در پی ضرب و شتم علی عزیزی، مجید توکلی و احمد قصابان، سه عضو این انجمن در زندان، بیانیه ای صادر کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

روزی پاسخگوی این اعمال رذیلانه خواهید بود!

 

در حالیکه دانشجویان و آزادیخواهان این دیار هر روز دل نگران بازداشت های جدید و اخبار سرکوب بیشتر فعلان مدنی به گناه حق گویی و حق جویی و حق پویی اند و در روزگاری که همگان چشم به راه ابتکارات جدید حاکمیت اقتدارگرا برای زهر چشم گرفتن از مردم بی دفاع ایران هستند شاید انتشار اخبار بازداشت دانشجویان ضرب و شتم آنان در زندان از شدت تکرار دیگر چندان تعجب آور نباشد. اما گهگاه اخبار منتشر شده از آن سوی دیوارهای زندان در خصوص نحوه رفتار وحشیانه با دانشجویان چنان مرزهای حیرت را در می نوردد و عمق کینه و عداوت عملگان استبداد با بهترین فرزندان این مرز و بوم را چنان به نمایش می گذارد که کلام از بیان دردی که از شنیدن آن به دل می نشیند قاصر می شود و دل خویش و بیگانه از این همه ظلم و جور که بر بی پناه ترین آزادی خواهان ایران می رود می پژمرد و چشم فلک بر آنان می گرید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محسن در شنبه 3 آذر1386  |
 
 
بالا